به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی سارال خبر؛سالهایی نهچندان دور، صدای خنده کودکان از کوچهها به گوش میرسید. بازیهایی مانند هفتسنگ، گرگمبههوا، لیلی، وسطی و فوتبالهای خیابانی، بخش جداییناپذیر روزهای کودکی بود. عصرها اعضای خانواده دور یک سفره یا در حیاط خانه گرد هم میآمدند، گفتوگو میکردند و روابط عاطفی، بیواسطه و صمیمانه شکل میگرفت.
تلفن همراه و اینترنت هنوز جای خود را در متن زندگی باز نکرده بود و دنیای کودکان، بیشتر در کوچه، مدرسه و جمع خانواده خلاصه میشد.
امروز اما این تصویر، رنگ دیگری به خود گرفته است. بخش قابل توجهی از اوقات فراغت دانشآموزان در شبکههای اجتماعی، بازیهای آنلاین و فضای مجازی سپری میشود.
صفحه نمایش تلفن همراه، جای بسیاری از بازیهای سنتی را گرفته و ارتباطات مجازی، در مواردی بر تعاملات واقعی پیشی گرفته است، این تغییر،اگرچه محصول پیشرفت فناوری است، اما پیامدهای اجتماعی، فرهنگی و آموزشی گستردهای نیز به همراه داشته است.
فضای مجازی بدون تردید فرصتهای ارزشمندی برای دانشآموزان ایجاد کرده است،دسترسی سریع به منابع آموزشی، کلاسهای آنلاین، کتابخانههای دیجیتال، آموزش مهارتهای نوین و ارتباط با مراکز علمی، افق تازهای را پیش روی نسل جدید گشوده است.
امروز دانشآموزان میتوانند تنها با چند کلیک به اطلاعاتی دست یابند که در گذشته دسترسی به آنها مستلزم صرف زمان و هزینه فراوان بود
اما در کنار این فرصتها، چالشهایی نیز وجود دارد که نمیتوان از کنار آنها به سادگی عبور کرد. کاهش تمرکز، افت کیفیت مطالعه، وابستگی به تلفن همراه و عادت به دریافت اطلاعات کوتاه و سطحی، از مهمترین پیامدهای استفاده بیرویه از شبکههای اجتماعی است.
ذهن دانشآموزی که ساعتها میان ویدئوهای چندثانیهای و پیامهای کوتاه جابهجا میشود، به تدریج برای مطالعه عمیق و تفکر تحلیلی با دشواری بیشتری مواجه خواهد شد.
از سوی دیگر، شبکههای اجتماعی بستری برای مقایسههای مداوم شدهاند. نمایش زندگیهای به ظاهر ایدهآل، موفقیتهای اغراقشده و استانداردهای غیرواقعی، گاه موجب کاهش اعتماد به نفس، اضطراب و نارضایتی از زندگی در میان نوجوانان میشود.
این در حالی است که بسیاری از آنچه در فضای مجازی دیده میشود، تنها بخش گزینششدهای از واقعیت است.
نگرانی دیگر، انتشار گسترده اخبار جعلی و اطلاعات نادرست است. دانشآموزانی که هنوز مهارت تشخیص منابع معتبر را نیاموختهاند، ممکن است به آسانی تحت تأثیر شایعات، تبلیغات هدفمند یا محتوای غیرعلمی قرار گیرند. از این رو، آموزش سواد رسانهای دیگر یک مهارت جانبی نیست، بلکه ضرورتی برای نظام آموزشی محسوب میشود.
همچنین نباید از آثار جسمی و روانی استفاده افراطی از فضای مجازی غافل شد. کاهش تحرک، اختلال خواب، انزوای اجتماعی، افت تعاملات خانوادگی و وابستگی روانی به تلفن همراه، از جمله پیامدهایی است که سلامت نسل آینده را تهدید میکند.
با این حال، راهکار در حذف یا ممنوعیت کامل شبکههای اجتماعی خلاصه نمیشود. فناوری، واقعیتی گریزناپذیر در زندگی امروز است و آنچه اهمیت دارد، مدیریت صحیح استفاده از آن است.
خانوادهها باید با گفتوگو و همراهی، فرزندان خود را در مسیر استفاده آگاهانه از فضای مجازی هدایت کنند و مدارس نیز آموزش سواد رسانهای، اخلاق دیجیتال و مهارت تفکر انتقادی را به بخشی از برنامههای آموزشی تبدیل کنند.
در نهایت، شبکههای اجتماعی نه دشمن آموزش هستند و نه ناجی آن، سرنوشت این ابزار را نوع استفاده از آن تعیین میکند.
اگر آموزش، فرهنگسازی و نظارت هوشمندانه در کنار هم قرار گیرند، فضای مجازی میتواند سکوی پرتاب دانشآموزان به سوی یادگیری و خلاقیت باشد؛ اما در غیاب این مؤلفهها، همین فضا به تهدیدی جدی برای سلامت روان، کیفیت آموزش و روابط اجتماعی نسل آینده تبدیل خواهد شد.
یادداشت طاهره جلوخانی فعال رسانه