کد خبر : 1894

1405/07/01

زنگ مدرسه، آغاز دوباره یک حماسه ملی

امروز، زنگ مدرسه که به صدا درمی‌آید، تنها آغاز یک سال تحصیلی نیست؛ صدای برخاستن نسلی است که باید فردای این سرزمین را بر شانه‌های دانایی و امید بنا کند.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی سارال خبر؛ صبح امروز شهر از نو بیدار شد؛ اما این بیداری با روزهای دیگر تفاوت داشت، خیابان‌ها، چهره‌هایی را به خود دیدند که شاید کوچک باشند، اما رؤیاهایشان به بزرگی یک آینده است. کیف‌های رنگارنگ بر شانه‌ها نشست، کفش‌های کوچک در پیاده‌روها به حرکت درآمد و دست‌هایی که تا دیروز در پناه خانه آرام گرفته بود، امروز دروازه‌های مدرسه را گشود.

زنگ مدرسه نواخته شد؛ زنگی که در ظاهر، آغاز کلاس و درس است و در باطن، آغاز یک سفر بزرگ انسانی.

مدرسه، تنها چهار دیوار و چند نیمکت نیست. مدرسه، کارگاه ساختن انسان است؛ جایی که کودک، نخستین مواجهه جدی خود را با جهان تجربه می‌کند، پرسیدن را می‌آموزد، اندیشیدن را تمرین می‌کند، شکست را می‌شناسد، دوباره برخاستن را یاد می‌گیرد و آرام‌آرام درمی‌یابد که آینده، چیزی نیست که باید منتظرش ماند؛ آینده را باید ساخت.

امروز، میلیون‌ها دفتر سفید گشوده می‌شود؛ صفحاتی که هنوز هیچ خطی بر آنها ننشسته است. چه تصویر باشکوهی است این سفیدی! گویی هر دفتر، پیمانی تازه با فرداست؛ پیمانی که در آن دانش‌آموز، با هر واژه و هر مسئله، بخشی از جهان خویش را می‌سازد.

در این میان، معلم ایستاده است؛ آرام، صبور و استوار. پشت میز کلاس، انسانی نشسته که رسالتش تنها انتقال دانسته‌ها نیست. معلم، بذر می‌کارد؛ بذر پرسش، تفکر، اخلاق و امید. شاید ثمره برخی از این بذرها سال‌ها بعد آشکار شود؛ آن‌گاه که دانش‌آموز دیروز، در قامت پزشکی، مهندسی، دانشمندی، نویسنده‌ای، کارآفرینی یا معلمی دیگر، سهم خود را در ساختن جامعه ادا کند.

چه بسیار انسان‌های بزرگی که نخستین بار، رؤیای بزرگ شدن را در یک کلاس درس تجربه کردند.

بازگشایی مدرسه، در حقیقت بازگشت جامعه به یکی از بنیادی‌ترین سرمایه‌های خویش است: آموزش. هیچ جامعه‌ای بدون نسل دانا، پرسشگر، مسئول و امیدوار نمی‌تواند افق‌های بلند پیش روی خود را فتح کند. مدرسه، نقطه آغاز این مسیر است؛ جایی که سرمایه انسانی یک ملت شکل می‌گیرد و آینده، پیش از آنکه در میدان‌های بزرگ سیاست، اقتصاد و علم ظاهر شود، پشت همین نیمکت‌های ساده متولد می‌شود.

امروز، پدران و مادران نیز سهمی از این حماسه دارند. آنها فرزندانشان را تا آستانه مدرسه بدرقه می‌کنند و بخشی از بزرگ‌ترین آرزوهای خود را به دست آنان می‌سپارند. پشت هر کیف مدرسه، امید خانواده‌ای نهفته است؛ پشت هر مداد، رؤیای فردایی بهتر و پشت هر لبخند کودکانه، داستانی از اعتماد به آینده.

اما مدرسه بیش از آنکه فقط محل آموختن باشد، محل زیستن است. کودک در مدرسه یاد می‌گیرد که دیگری را ببیند، تفاوت‌ها را بفهمد، مسئولیت بپذیرد، گفت‌وگو کند و برای رسیدن به هدف، تلاش مستمر داشته باشد. اینها درس‌هایی هستند که هیچ کتابی به‌تنهایی نمی‌تواند به انسان بیاموزد.

اکنون، در نخستین روز سال تحصیلی، باید به آینده نگاه کرد؛ نه با اضطراب، که با مسئولیت. نسل امروز، وارث جهانی پیچیده و پرشتاب است؛ جهانی که در آن دانایی، خلاقیت و قدرت تشخیص، بیش از همیشه اهمیت دارد. بنابراین مدرسه امروز باید بیش از گذشته پنجره‌ای رو به جهان باشد؛ پنجره‌ای که از آن، دانش‌آموز نه‌تنها جهان را ببیند، بلکه جایگاه خود را در ساختن آن نیز پیدا کند.

امروز، صدای زنگ مدرسه در کوچه‌ها می‌پیچد و شاید برای رهگذری، صدایی معمولی باشد؛ اما برای یک ملت، این صدا معنایی بزرگ‌تر دارد. این صدا یادآور آن است که آینده هنوز نوشته نشده و قلم آن، در دست نسلی است که امروز پا به کلاس گذاشته است.

پس به احترام این صبح، به احترام معلمانی که چراغ دانش را روشن نگه می‌دارند، به احترام خانواده‌هایی که امید خود را به فردا سپرده‌اند و به احترام کودکانی که با چشم‌های روشن وارد مدرسه می‌شوند، باید ایستاد و به آینده سلام کرد.

امروز، زنگ مدرسه نواخته شد، فصل تازه‌ای آغاز شده است؛ فصلی که قهرمانانش همین دانش‌آموزان‌اند و میدانش، کلاس درس، فردا از همین‌جا آغاز می‌شود.

یادداشت طاهره جلوخانی فعال رسانه

یادداشت

گفتگو