به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی سارال خبر؛ رحلت پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفی(ص) را نمیتوان صرفاً پایان حیات یک شخصیت بزرگ تاریخی دانست، با رحلت ایشان، جامعه اسلامی با فقدان انسانی روبهرو شد که در مدت کوتاهی توانسته بود از دل جامعهای گرفتار تعصب، پراکندگی و منازعات قبیلهای، نظمی تازه بر پایه ایمان، اخلاق و مسئولیت اجتماعی بنا کند.
اهمیت این واقعه، بیش از آنکه در سوگ تاریخی آن خلاصه شود، در پرسشی است که همچنان پیش روی مسلمانان قرار دارد: جامعهای که پیامبر(ص) ساخت، بر چه مبنایی استوار بود و چرا بازخوانی آن امروز ضروری است؟
نخستین نکته در شناخت سیره پیامبر(ص)، تقدم اخلاق بر قدرت است پیامبر اسلام(ص) پیش از آنکه یک جامعه سیاسی را سامان دهد، انسان را متحول کرد.
اصلاح از درون آغاز شد؛ از صداقت، امانت، وفاداری، گذشت و احساس مسئولیت در برابر دیگران. این رویکرد نشان میدهد که از نگاه پیامبر(ص)، هیچ ساختار اجتماعی و سیاسی بدون پشتوانه اخلاقی نمیتواند پایدار بماند.
یکی از خطاهای رایج در بازخوانی تاریخ صدر اسلام، تقلیل شخصیت پیامبر(ص) به یک رهبر سیاسی یا فرمانده اجتماعی است، پیامبر(ص) البته جامعه را مدیریت کردند و برای آن نظم و ساختار ایجاد کردند، اما بنیان این مدیریت، اخلاق بود. قدرت در سیره ایشان هدف نبود؛ وسیلهای برای برقراری عدالت، حفظ کرامت انسان و هدایت جامعه به سوی خیر عمومی بود.
این نگاه، امروز نیز اهمیت ویژهای دارد، جامعه معاصر با وجود پیشرفتهای گسترده در عرصه علم و فناوری، همچنان با بحرانهایی مواجه است که ریشه بسیاری از آنها به ضعف اعتماد، کاهش سرمایه اجتماعی، بیتفاوتی نسبت به سرنوشت دیگران و غلبه منافع فردی بازمیگردد.
بازخوانی سیره پیامبر(ص) از این منظر میتواند یادآور این حقیقت باشد که توسعه بدون اخلاق، الزاماً به تعالی انسانی منجر نمیشود.
در سیره پیامبر(ص)، انسان حتی زمانی که با او همعقیده نیست، از کرامت برخوردار است، همین اصل یکی از پایههای مهم جامعهسازی نبوی بود.
پیامبر(ص) توانست با ایجاد احساس تعلق، اعتماد و برادری، گروههایی را که سالها درگیر نزاع و رقابت بودند، در کنار یکدیگر قرار دهد، این تجربه تاریخی نشان میدهد که وحدت را نمیتوان صرفاً با توصیه و شعار ایجاد کرد؛ وحدت زمانی شکل میگیرد که مردم احساس کنند در یک نظام اخلاقی و اجتماعی، دیده میشوند و حقوق آنان محترم است.
از سوی دیگر، پیامبر(ص) در برابر مسائل اجتماعی رویکردی مسئولانه داشتند، توجه به محرومان، حمایت از یتیمان، رعایت حقوق همسایگان، تأکید بر امانتداری و مبارزه با ظلم، تنها توصیههای فردی نبودند؛ بلکه اجزای یک نگاه جامع برای ساختن جامعهای سالم محسوب میشدند.
بنابراین دین در مکتب نبوی از متن زندگی مردم جدا نیست و ایمان، هنگامی ارزش اجتماعی پیدا میکند که آثار آن در رفتار و مناسبات انسانی آشکار شود.
یکی از مهمترین درسهای رحلت پیامبر(ص) برای امروز، توجه به مسئولیت امت پس از پیامبر است، پیامبر(ص) یک الگوی اخلاقی و اجتماعی به جا گذاشتند و حفظ آن الگو، وظیفهای است که به زمان خاصی محدود نمیشود. اگر جامعهای تنها از پیامبر(ص) سخن بگوید اما دروغ، بیعدالتی، بیاحترامی، تفرقه و بیتفاوتی در آن گسترش پیدا کند، میان ادعای محبت و واقعیت رفتار اجتماعی فاصله ایجاد شده است.
از همین منظر، بزرگداشت سالروز رحلت پیامبر اکرم(ص) نباید صرفاً به آیینی برای سوگواری محدود شود، سوگ حقیقی برای پیامبر(ص) زمانی با معناست که انسان در رفتار خود به بخشی از منش ایشان نزدیک شود؛ دروغ نگوید، حرمت دیگران را حفظ کند، در برابر ظلم بیتفاوت نباشد، اختلاف را به دشمنی تبدیل نکند و برای حل مشکلات جامعه احساس مسئولیت داشته باشد.
پیامبر اکرم(ص) جامعه را از انسان آغاز کرد و این شاید مهمترین پیام سیره ایشان برای روزگار ما باشد، هر اصلاح اجتماعیپیش از آنکه به قانون، ساختار و برنامه نیاز داشته باشد، به انسانهایی نیازمند است که اخلاق را جدی بگیرند.
رحلت پیامبر(ص) پایان یک دوره تاریخی بود، اما پایان راه ایشان نبود، میراث نبوی همچنان در برابر ماست؛ میراثی که اگر از سطح مناسبتها به متن زندگی منتقل شود، میتواند اخلاق را دوباره به یکی از پایههای اصلی جامعه بازگرداند.
شاید بهترین ادای احترام به پیامبر رحمت(ص) در روز رحلت ایشان، نه فقط گریستن بر فقدان آن بزرگوار، بلکه پرسیدن این سؤال باشد که ما از اخلاق، عدالت و انسانسازی پیامبر(ص) چه میزان را در زندگی امروز خود جاری کردهایم؟
یادداشت طاهره جلوخانی فعال رسانه