ســرخـط خـبــرهـا :
پنجشنبه 29 بهمن 1394 / 07:10|کد خبر : 728|گروه : سیاسی

یادداشت/

عوامل رنگ باختن تعهدات نمایندگان و کاندیداها به مردم

عوامل رنگ باختن تعهدات نمایندگان و کاندیداها به مردم

نماینده مجلس در حقیقت وکیل قانونی مردم است که باید به موکلین خود متعهّد بماند و به حفظ مصالح آنها اهتمام نماید. امّا متأسفانه اغلب کاندیداها وقتی که موفّق به کسب آرای مردم شدند، تعهداتشان به آنها رنگ می بازد وبه جای این که وکیل همه مردم حوزه­ ی انتخابی خود باشند به وکیل عدّه­ ی قلیلی از اطرافیان خود و یا افراد صاحب منصب و با نفوذ تبدیل خواهند شد.

سارال خبر-انتخابات در هر کشوری از مصادیق با ارزش ملّی و فرهنگی و نماد آزادی در آن کشور است. حق انتخاب مصداق بارز دموکراسی است. دموکراسی، لغتی فرانسوی و به معنی حکومت عامه است. حکومتی که در آن کارها به وسیله ی نمایندگان که عموم مردم انتخاب می کنند.انجام می شود. فلذا این افراد که با رأی مردم انتخاب می شوند و وکالت آنها را بر عهده می گیرند باید نسبت به موکلین خود، مردم متعّهد بوده و صادقانه به وظایف خود عمل نمایند. برای تبیین بیشتر موضوع باید بدانیم که «تعهّد» چیست؟

تعهّد به معنای عام عبارت است از هر چیز که قانون یا اخلاق به انسان دستور می­ دهد تا آن را انجام دهد. بر حسب این تعریف، هر گونه مسئولیّتی اعم از اینکه الزام خود را از وجدان عمومی یا قانون بگیرد. تعهّد شناخته می­شود.

پس نماینده مجلس در حقیقت وکیل قانونی مردم است که باید به موکلین خود متعهّد بماند و به حفظ مصالح آنها اهتمام نماید. امّا متأسفانه اغلب کاندیداها وقتی که موفّق به کسب آرای مردم شدند، تعهداتشان به آنها رنگ می بازد وبه جای این که وکیل همه مردم حوزه­ ی انتخابی خود باشند به وکیل عدّه­ ی قلیلی از اطرافیان خود و یا افراد صاحب منصب و با نفوذ تبدیل خواهند شد.

اکنون به تحلیل و بررسی علل و عوامل این تعییر روّیه و عهد شکنی می ­پردازیم.

الف) انگیزه ها و اهداف نادرست برای نماینده شدن:

تمامی کاندیداها در ابتدای کار و در حین تبلیغات هدف خود را از کاندید شدن «خدمتگزاری به مردم» عنوان می­ کنند، امّا کمی بعد از انتخاب شدن متوجّه می­ شویم که این حرفها در حّد یک شعار است که در نهایت جای خود را به انگیزه­ هایی چون کسب شهرت و جاه طلبی و تسویه حساب و انتقام گیری می­ دهند.

ب) دادن وعده های تحقق نایافتنی به مردم آگاهانه یا ناآگاهانه:

جای بسی تعجب است که بعضی ها آنقدر موکلان و مخاطبان خود را دست کم می گیرند که با وجود اطلاع و یقین از عملی نشدن کاری در کمال جسارت، وعدّه­ ی انجام آن را به مردم می­دهند و موج سازی و جریان سازی می کنند. به عنوان نمونه، مشکل بیکاری معضلی است فراگیر و کشوری و مختص به یک شهر خاص نیست و باید یک عزم ملّی و همگانی ما بین دولت و مجلس و مردم برای حلّ آن به وجود بیاید و در حدّ کار یک نماینده­ ی مجلس به تنهایی نیست و خود نمایندگان به قانون عدم و یا محدودیّت استخدام رأی داده اند پس چگونه فقط به جهت همراه سازی جوانان با خود به آنان وعده می­دهند که در نهایت نیز فقط منجر به استخدام چند نفر می شوند آن هم بشرطها و شروطها.

پ) بالا رفتن سطح انتظارات و توقعات مردم:

یکی دیگر از عوامل بالا رفتن سطح انتظارات و توقعات مردم از نمایندگان به دلیل عدم شناخت آنها از وظایف نمایندگان است. که به صورت کلی در قانون بیان شده است. وظیفه نماینده قانون گذاری و نظارت بر اجرای صحیح قانون است و وظیفه آن رفع مشکلات شخصی یکایک موکلان نیست. این در حالی است که بسیاری از مردم از وظایف نمایندگان مجلس آگاهی ندارند و انتظار دارند آنها وظایف مدیران دستگاه ها ی اجرایی را انجام دهند. البته به وجود آمدن  این توقعات و انتظارات معلول عللی است همچون یکی عدم اطلاع موکلان از حدود اختیارات وکیل خود و دیگری بیان وظایف نمایندگان به شکل کلی در قانون است. به عنوان نمونه در اصلهای ۷۶ و ۸۴ و ۹۰ قانون اساسی مواردی در خصوص وظایف و اختیارات نمایندگان مجلس به شرح زیر اشاره شده است:

اصل ۷۶- مجلس شورای اسلامی حق تحقیق و تفحّص در تمام امور کشور را دارد.

اصل ۸۴ ـ هر نماینده در برابر تمام ملّت مسئول است و حقّ دارد در همه­ ی مسایل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید..

اصل ۹۰- هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوّه­ ی مجّریه یا قوّه­ ی قضاییه داشته باشد، می تواند شکایت خود کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند و …

علاوه بر موارد مذکور متأسفانه نمایندگان نیز محدوده­ ی وظایف خود را برای مردم بیان نمی­کنند تا با این کار توقعات و انتظارات آنها نیز تعدیل شود.

ت)کتمان حقایق و نادیده گرفتن آنها توسط بعضی از تحصیلکردگان عوام و زودباوری و خوش باوری عامه مردم:

از عوامل دیگر، کتمان حقایق و نادیده گرفتن آنها توسط بعضی از تحصیلکردگان عوام و زود باوری و خوش باوری عامه مردم است که صنف اول با آگاهی کامل از کار غلط خود و با بهانه مجبورم که به خاطر منافع شخصی خودم این کار را بکنم و صنف دیگر نیز که دچار آفت خوش باوری و زودباوری شده اند و متأسفانه قادر به تشخیص سره از ناسره نیستند و با طناب هر کسی به چاه می افتند.

ث) نگاه به مسئولّیت خطیر نمایندگی به عنوان یک فرصت اختصاصی و مادم العمر:

از جمله عوامل دیگر نگاه نادرست به مسئولیت خطیر نمایندگی است که آن را فرصتی دایمی و مختص به خود می­دانند که در نوع خود مبنای درصد زیادی از خطاهای فرد نماینده می شود زیرا از یک سو باعث آن می شود که شخص نماینده به جای دیدن مشکلات و نارسایی ­های موجود در حوزه­ی انتخابیه خود و چاره سر نمودن آنها فقط در فکر انجام چند کار به ظاهر چشمگیر باشد. آن هم فقط در دقیقه نود و ایام نزدیک به انتخابات و از سوی دیگر هم به جای به کارگیری نیروهای توانمند و لایق در ادارات و  مصدر کارها با قرار دادن انسان های بی کفایت و اغلب تازه به دوران رسیده و سوار  بر موج شده و وابسته به خود، موجبات انزوا و گوشه نشینی افراد لایق و توانمند را فراهم نموده و به اصطلاح مهره چینی کند که با این رویه، زیانهای جبران ناپذیری را متّوجه مردم می گرداند.

ج) سؤء استفاده از بعضی از اختیارات  خود

یکی دیگر از عوامل عدم استفاده صحیح نمایندگان از اختیارات قانونی ­شان «حق استیضاح» است که تاکنون اغلب به بدترین شکل موجود از آن استفاده کرده­اند و فقط با آن منافع شخصی و سلیقه­ ای خود را تأمین کرده اند نه مصالح مردم، مثل اینکه قسم نامه های خود را فراموش کرده اند. بارها شنیده ایم که در نزدیکی­های انتخابات یکی از وزرا استیضاح می­شود و پس از مدّتی تعدادی از نمایندگان مشغول جمع آوری امضا شده و منتظر واکنش وزیر می­مانند و بازخورد آن را در میان مردم رصد می کنند که در هر دو صورت به نفع آنهاست. اگر وزیر عکس العمل نشان داد از او امتیاز گرفته و عقب نشینی می کنند و اگر هم امتیازی هم نداد به کار خود ادامه داده و قهرمان حوزه انتخابی خود می­شوند.

چ) توهّم زدگی بر اثر نشست و برخاست با بزرگان به واسطه مسئولیّت نمایندگی:

یکی دیگر از عوامل توهم زدگی بعضی از نمایندگان به واسطه نشست و برخاست با بزرگان و مسئولین کشور است. طبیعی است که به فراخور مسئولیت نمایندگی­شان با بزرگان ملاقات می­کنند و این سبب می­شود که دچار توهم شده تا آنجا که دیگر سعه صدر را از دست داده و خود را جزو افراد کلیدی کشور به حساب می­آورند و یا حداقل در حوزه انتخابیه خود کسی را شایسته تر از خود نمی یابند.

ج) تکیه بر ثروتمندان و ورشکستگان سیاسی و جریانهای فکری:

از عوامل دیگر که از ابتدای کار، مسیر کار نماینده را تحت تأثیر قرار داده و انرژی او را گرفته و زمینه ساز معاملات و بده بستانها می شود حمایت صاحبان قدرت و ثروت از شخص کاندیدا است که متأسفانه بارها مشاهده شده که این مورد استقلال کاری و فکری نماینده را به شدّت تهدید می کند.

خ) استفاده از تبلیغات غلط و ضد اخلاقی رایج:

متأسفانه اخلاق و صداقت  از اصول کمرنگ و یا نادیده گرفته شده در جریان تبلیغات است تا آن جا که آن قدر بعضی ها از روشهای تبلیغی ضد ارزشی استفاده می کنند که هر وجدان بیداری را به تأسف وا می دارد و گاهی نیز آن قدر کودکانه و حقیرانه است که آدمی را به خنده وا می دارد. جای تعجّب است کسی که ندای خدمت به مردم را سر می دهد چگونه به خود اجازه می دهد که این قدر حقیرانه و با دیده خواری به مردم که موکلین او هستند بنگرد آیا واقعاً مردم ما خدای ناخواسته این قدر نا آگاه هستند و یا واقعا کسانی که به این ترفندها متوسّل می­شوند این قدر در گمراهی غوطه ور شده اند که خودشان هم نمی دانند چکار می کنند. در اینجا خالی از لطف نیست که به جهت تنویر افکار و روشنگری اذهان به معرّفی ترفندهای تبلیغاتی رایج در منطقه بپردازیم، البته لازم به ذکر است که این روشها فقط مختص منطقه ما نیست و در بسیاری از جاها متدوال است:

۱- سوء استفاده از نام بزرگان و مشاهیر و مقایسه­ی خود با آنان شخصاً و یا توسط طرفداران:

مشاهیر و مفاخر و رجال علمی، ادبی و هنری و سیاسی متعلّق به همه­ ی بشرّیت هستند و هیچ شخص و گروه و یا دسته ای حق مقایسه خودبا آنها را ندارد و اگر هم مقایسه ای صورت بگیرد باید توسط افراد آگاه جامعه باشد، نه طرفداران اشخاص. حال نوبت این ترفندهای «پسافویی» است و امّا پسافو که بود و داستانش چیست؟

«می­گویند شخص زرنگی در آفریقا زندگی می کرد و در آرزوی حکومت برمردم بود و نعوذ باا… ادّعای خدایی می کرد، به همین منظور تعدادی طوطی گرفت و به آنها یاد داد که بگویند «پسافو خداست» و سپس تعدادی از آنها را رها کرد تا در همه جای آفریقا پخش شوند و چندتایی را هم در قفس نگهداشت تا روز مبادا.

او در روز تعیین شده رفت مردم را جمع آوری کرد و ادّعای خدایی کرد و به دستیارش گفت نیم ساعت بعد از شروع سخنرانی من برای مردم، طوطی ها را در آن مسیر آزاد کن، بله طوطیها از بالای جمعّیت گذر می کردند در حالی که همه یکصدا می گفتند پسافو خداست.

۲- سؤ استفاده از لباس و وسایل کاری اقشار آسیب پذیر برای تحریک و اغفال اذهان:

از دیگرکارهای ناشایست انتخاباتی انگشت گذاشتن بر رگ احساسات مردم به وسیله همسو سازی خود با اقشار آسیب پذیر جامعه همچون کارگران و یا سه چرخه داران با پوشیدن لباس آنها و یا عکس گرفتن با آنها و یا نصب عکس خود بر روی وسیله کاری آنها در ازای دادن پول و رژه رفتن آنهاست.

۳- سوء استفاده از فقر و تنگدستی افراد آسیب پذیر:

یکی دیگر از کارهای ناشایست تبلیغی، گرفتن شناسنامه­ های مردم مستمند و بیچاره در ازای دادن پارچه، پول، روغن و … و یا پهن کردن سفره های عریض و طویل نهار و شام است. کدام وجدان بیداری از مستمندی موکلانش اینچنین سوء استفاده می کند و به قول حافظ که می فرماید:

سرم به دنیی و عقبی فرو نمی­آید   /    تبارک ا… از این فتنه ها که در سرماست.

۴- سوء استفاده از حساسیت های قومی، مذهبی و نژادی :

یکی دیگر از کارهای ناشایست تبلیغی بر انگیخته کردن احساسات قومی و نژادی و مذهبی به ویژه در میان طبقه جوان که طبقه احساساتی و قابل نفوذ است که متأسفانه بعضی از کاندیداها بدون در نظر گرفتن تبعات آن اقدام به جریان سازی و موج سواری می­کنند و غافلند که وجدانهای بیدار، از قسم ­نامه­ های آنان در خفا که در خلاف گفته هایشان است با خبرند و فریب این بازیها را نمی خورند.

۵- سوء استفاده از مسائل دینی و اعتقادی

از جمله روشهای دیگر نامناسب تبلیغاتی ریاکاری و استفاده از مسایل دینی و اعتقادی در میان مردم است. شرکت در مجالس ترحیم و تشییع جنازه و مولود خوانی و اهدای کمکهای مالی به مساجد همگی از کارهای پسندیده دینی است، امّا به چه شکلی و با چه نیّتی اگر فقط برای جلب آرای مردم باشد بدون شک در دنیا و آخرت گناهی نابخشودنی است. اینجاست که تِز مشهور «ماکیاولی» نمودار می شود که: «هدف وسیله را توجیه می­کند».

۶- مأیوس و نا امید کردن کاندیداهای جدید و سوق دادن آنها به سوی ائتلاف:

از دیگر کارهای مأیوس و نا امید کردن کاندیداهای جدید شخصاً و یا توسط ارسال پیک به جهت بزرگ نمایی کارها و ناامید کردن آنها به بهانه بسیار هزینه دار بودن و تقبل مبالغ چند صد میلیونی تبلیغاتی و یا اینکه این کار با شخصیت شما هم خوانی نداردو اگر در فلان پست باشید برای شما و مردم بهتر است و یا این که همه دستگاه­ها و جریان­ها با ما همراهند و تلاش دیگران بیهوده است.

۷- سوء استفاده از هنرمندان و شاعران و ورزشکاران

از دیگر ترفندهای تبلیغاتی تطمیع بعضی از هنرمندان و شاعران و ورزشکاران و کشاندن آنان به محافل تبلیغات خود به منظور جمع کردن جوانان و تحریک اذهان آنهاست.

۸- سوء استفاده از اعتماد موکلان خود:

از دیگر ترفندها این است که افرادی را تعیین نموده از میان کسانی که حرفی برای گفتن یا جایگاهی در میان مردم دارند و به بهانه استفاده از آنها در پست های مدیریتی رزومه­شان را دریافت نموده و پس از مدتی سردوانیدنشان به بهانه­های کذایی کارشان را درست نشدنی و غیر ممکن اعلام می کنند و رزومه ها را در صندوق امانت خود نگه می دارند تا اینکه اگر روزی هر یک از این افراد خواست قد علم کند با بیرون آوردن نکاتی انحرافی از رزومه­اش او را سرجایش بنشانند.

۹- فرستادن افراد نفوذی به ستادهای کاندیداهای دیگر:

از جمله کارهای ناسزای دیگر ارسال افراد نفوذی به ستادهای کاندیدهای دیگر به جهت کسب خبر از برنامه ها و کارهای آنها و یا تخریب و ضرر رسانیدن به اموال آنها و یا به هم زدن مجالس سخنرانی کاندیدهای رقیب است.

۱۰- پخش بعضی از فیلمها و سی دی های تبلیغاتی که حاوی سخنرانی های ساختگی است:

از دیگر کارهای غیر اخلاقی پخش بعضی از فیلمها و سی دی های تبلیغاتی که حاوی سخنرانی های ساختگی است. به عنوان مثال می گویند نماینده شهری در ادوار گذشته در یک روز تعطیلی به همراه یک فیلمبردار به مجلس رفته بود و در جایگاه سخنرانی نمایندگان داشت به شدّت از یک چیز مهّمی دفاع می کرد اما جالب آن بود که فقط تصویر او دیده می شد و فقط صدای او شنیده می شد، چون کسی در مجلس نبود که به دفاعیات ایشان گوش دهد.

۱۱- گریه و زاری راه انداختن در جمع طرفداران:

از دیگر ترفندها گریه و زاری راه انداختن در جمع طرفداران و هوادران به جهت تحریک احساسات آنهاست.

۱۲- نشر اکاذیب، ناسزاگویی و اتهام زنی به رقبای انتخاباتی:

از جمله موارد دیگر نشر اکاذیب در مورد رقبای انتخاباتی و همچنین تحریک طرفداران کاندیداهای دیگر به منظور وادار نمودن آنها به ناسزاگویی به خود برای مظلوم نمایی کردن در انظار عمومی و یا گذاشتن افرادی از پیش تعیین شده با سؤالاتی هدفمند در میان مستمعین که پاسخ سؤالات آنها برانگیزاننده احساسات حاضرین و مؤید بیانات ایشان است.

نتیجه گیری:

۱- باید با آگاهی از ترفندهای مذکور با عزمی پولادین به سمت و سوی عقلانی و اخلاقی کردن تبلیغات و اجرای انتخابی درست پیش برویم. چون در غیر این صورت بیم آن می رود که از این به بعد فقط صاحبان ثروت و قدرت پیروز انتخابات باشند.

۲- از ویژگی­های بارز و برجسته­ی کاندیدای صادق با مردم آگاهی دادن او به موکلانش به جهت عدم اغفال توسط ترفندهای تبلیغاتی است.

۳- اجازه ندهیم کسی با گذاشتن انگشت بر رگ احساساتمان ما را وادار به گرفتن تصمیمی احساسی بکند که حتماً در این صورت با شکست و پشیمانی همراه است. پیامبر اکرم (ص) می­فرماید: لا یلدغ المؤمن من جحر واحد مرتین (فرد مؤمن دوبار از یک سوراخ گزیده نمی­شود).

۴- اگر خواهان تغییر هستیم پس زمان آن رسیده که به دور از تعصبات قومی و طایفه ای و حب و بغض­های شخصی و نگرش های سلیقه ای و با کنار زدن ابرهای مه آلود پر زرق و برق انتخاباتی و با ارجحیّت منافع ملّی و مردمی بر منافع شخصی با آگاهی و بصیرت قلبی کاندیداها را رصد نموده و به اصلح آنها رأی بدهیم.

 ناصر فرنیا – دکترای زبان و ادبیات فارسی – مدرس دانشگاه و دبیر دبیرستان های بوکان

منبع:پایگاه خبری تحلیلی بوکان

انتهای پیام/



برچسب ها :

تعهداتنمایندگانکاندیداها

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Saral Khabr Telegran Channel
آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر