ســرخـط خـبــرهـا :
پنجشنبه 9 اردیبهشت 1395 / 08:17|کد خبر : 1002|گروه : فرهنگی

آشنایی با مشاهیر کُرد:

خانای قبادی؛ شاعری شیفته زبان کُردی

خانای قبادی؛ شاعری شیفته زبان کُردی

خانای قبادی در سال 1908 هجری قمری (1687 میلادی) در روستای باجلان چشم به جهان گشود. البته در مورد سال تولد و وفات خانا همانند بسیاری از شاعران کرد ابهاماتی وجود دارد و در مورد سال تولد و وفات وی اختلافات زیادی وجود دارد.

سارال خبر-خانای قبادی در سال 1908 هجری قمری (1687 میلادی) در روستای باجلان چشم به جهان گشود. البته در مورد سال تولد و وفات خانا همانند بسیاری از شاعران کرد ابهاماتی وجود دارد و در مورد سال تولد و وفات وی اختلافات زیادی وجود دارد. اما توجه و پژوهش در برخی از اشعار وی تا حدی ابهامات زندگی او را برطرف کرده اند.

خانا در نامه ای که به صورت شعر برای میرزا شفیع کلیایی فرستاده است می نویسد:

په‌ی سه‌نه‌ی ساڵم، په‌ی سه‌نه‌ی ساڵم

دیام وه‌ تاریخ په‌ی سه‌نه‌ی ساڵم

په‌نجا و چوار بیم هه‌ره‌س وه‌ ماڵم

پیری وه‌ بێ ده‌نگ بێ وه‌ زه‌واڵم

خانا در این بیت علاوه بر اینکه در مورد پیری خودش می گوید، در مصراع اول بیت دوم می گوید که سنش به 54 سال رسیده است و خانا این شعر را در سال 1152 نوشته است. اما خانا در نیمه های شعر « په‌ی سه‌نه‌ی ساڵم » می گوید:

قامه‌ت ڕێک و ڕاست، وه‌سه‌ر نه‌ی ڕه‌وان

پیری چه‌فتی که‌رد وه‌ک چه‌فتی که‌وان

پیر و که‌فته‌کار قامه‌ت قه‌واغم

شه‌ریک مه‌ینه‌ت ڕه‌فیق ئاخم

اگر کلمه «قه‌واغم» را بر اساس ترتیب حروف ابجد بررسی کنیم سال 1152 به دست می آید که در ادامه طرز محاسبه آن آمده است:

ق + ه‌ + و+ ا + غ + م

100 + 5 + 6 + 1 + 1000 + 40

اگر این مسئله درست باشد، خانا می بایست در سال 1098 هجری قمری متولد شده باشد و ذکر تاریخ های دیگر عنوان سال تولد خانا اشتباه است.

"خانای قبادی هیچ عنادی با زبان فارسی نداشته است و آن را زبانی شیرین می نامد؛ اما بر این مسئله نیز واقف است که زبان کردی هم از ویژگی ها و استعدادهای خاص خود برخوردار است و در مقابل عظمت ادبیات فارسی دچار تزلزل اندیشه نمی گردد".

 هه‌رچه‌ن مه‌واچان فارسی شه‌که‌ره‌ن

کوردی جه‌ شه‌که‌ر به‌ڵ شیرین ته‌ره‌ن

یه‌قینه‌ن جه‌ ده‌ور دونیای پڕ ئه‌ندێش

هه‌رکه‌س دڵشاده‌ن وه‌ زوان وێش

عالمانی همچون سید طاهر هاشمی، مارف خزنه دار و علاءالدین سجادی و ... در مورد زندگی خانا اسناد و مدارک معتبری برای نوشته هایشان ارائه نکرده اند اما بر اساس نامه ای که خانا برای میرزا شفیع کلیایی نوشته است، مشخص می شود که خانا نامه را در چه سنی نوشته است و سن او نیز مشخص می شود. یکی از خصوصیات منحصر به فرد خانا این است که در داستانهایش شماره ابیات، سال نوشتن و اسم خود را چندین بار آورده است و در معدودی از آثارش در مورد خود، پدر و طایفه اش نیز سخن به میان آورده است.

 نقل است که خانا از نوادگان قبادبیگ بزرگ، شاه باجلان است. وی از شاعران «گۆرانی یا ماچۆیی» زبان و یکی از عالمان و مترجمان منحصر به فرد زمان خود محسوب می شود. از چگونگی زندگی خانا در دوران کودکی و جوانی اش اطلاعات زیادی وجود ندارد، اما آنچنانکه از نوشته هایش پیداست او نابغه و متفکری متجدد بوده است. در مسائل و حوزه های دینی استاد بوده است و این را می توان از اشعارش به خوبی دریافت. در حوزه های کلام و فقه و عرفان صاحب نظر و رای بوده است. البته نباید از نظر دور داشت که خانا مانند عالمان دینی آن روزگار و برای رسیدن به جایگاه و مقام آئینی تحصیل نکرده است و علت تحصیل او ریشه در روح  حقیقت جوی خانا دارد.

آنگونه که مستوره اردلان در کتاب تاریخ اردلان می گوید و بر طبق اطلاعاتی که در مورد زندگی خانا موجود است می توان گفت که زندگی خانا به عنوان یکی از خوانین قبادی در ابتدا آرام بوده است و سپس با درگیری و آشوبهایی همراه می شود.

از متون و اشعار و آیات نوشته شده در آثار خانا پیداست که او حافظ قرآن بوده است. علیرغم مخالفت ها و ممانعت های عالمان دینی آن دوران، خانا برای تفهیم بیشتر و عمیق تر قرآن، اقدام به ترجمه این کتاب آسمانی به زبان کردی نموده است، که البته هیچ اثری از این کتاب پیدا نشده و کتاب به کلی از بین رفته است. واضح است که اقدامی اینچنین جسورانه از سوی خانای قبادی عاقبتی غیر از تکفیر خانا را در بر نداشته است. به همین دلیل و برای حفظ جانش به امارت بابان (سلیمانیه) می رود و تا سال 1772 میلادی که دار فانی را وداع می گوید، در سلیمانیه زیسته است.

دوره جوانی خانا، با دوران افول سلسله صفوی و آغاز لشکرکشی های نادرشاه افشار و کریم خان زند قرین بوده است. کردستان هم در آن دوران جولانگاه سپاهیان افشاریه و زندیه و امپراتوری عثمانی بوده است و هیچ کس از گزند این لشکرکشی ها در امان نبوده است و در این میان خانواده های خوانین با خطرات بیشتری مواجه بوده اند و به ناچار می بایست با یکی از طرفین متخاصم همراهی می کردند. خانا که ناچار به امارت بابان تحت لوای امپراتوری عثمانی پناه برده بود عملاً تحت حمایت حکومت عثمانی بود و جبهه مقابل وی ایران و حکومت فارس بود.

چنین می نماید که همین امر موجب گشته است که خانا اولین زمزمه های تفکر ناسیونالیستی را سر دهد، هرچند که علیرغم ظلم و جور حکومت های آن زمان ایران، خانا هیچ عنادی با زبان فارسی نداشته است و آن را زبانی شیرین می نامد؛ اما بر این مسئله نیز واقف است که زبان کردی هم از ویژگی ها و استعدادهای خاص خود برخوردار است و در مقابل عظمت ادبیات فارسی دچار تزلزل اندیشه نمی گردد چنانکه در شعری این چنین می گوید:

ڕاسته‌ن مواچان فارسی شه‌که‌رن

کوردی جه‌ فارسی به‌س شیرینته‌ره‌ن

خانا علاوه بر اینکه درک عمیقی از زبان های فارسی و ترکی و عربی داشته است، بر این امر نیز واقف بوده است که هر زبانی برای سخنورانش شیرین ترین زبان است و زبان هر ملتی بیانگر نوع تفکر و تاریخ و فلسفه آن ملت است، در نظر خانا هر زبانی را حظی است و احترامی و توانی، و هیچ زبانی بر زبانی دیگر برتری ندارد.

اشعار خانا را می توان به دو گروه تقسیم بندی کرد: 1- اشعار لیریکی و تغزلی 2- حکایات منظوم. اشعار تغزلی خانا در قالب هجایی سروده شده اند. علیرغم سادگی و روانی اشعار، معانی بدیع و تصاویر لطیف و عواطفی قوی و تفکری عمیق و مفاهیم فلسفی و عرفانی را به وضوح می توان در اشعار خانا مشاهده کرد. حکایات منظوم خانا بیشتر از آنچه که امروز در دسترس است بوده اند، اما به دلایلی نامشخص بسیاری از آنها از بین رفته اند و غیر از منظومه شیرین و خسرو از منظومه های دیگرش هیچ کدام باقی نمانده اند.

از آثار خانا می توان به شیرین و خسرو، یوسف و زلیخا، لیلا و مجنون، اسکندرنامه، هفت بند خانا، سلطان ابراهیم و نوش آفرین و دیوان وی اشاره کرد.

منبع : کردپرس

انتهای پیام/



برچسب ها :

خانای قبادیقوبادیهورامیشاعرکُردزبان

نظرات کاربران :

اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

دیدگاه های ارسالی شما، پس از تایید توسط مدیریت در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام *
 

کد امنیتی
 
   
Saral Khabr Telegran Channel
آخرین اخبار
پربازدیدترین های یک ماه اخیر